تبلیغات
وبلاگicon
اتاق من - صحبت مامان سحر با محمد مهدی.
اتاق من
شنبه 9 آذر 1392 :: نویسنده : محمدمهدی *
بنام خدا

سلام به شما پسر گل و دوست داشتنی من محمد مهدی،پسر عزیزم ما الان در جامعه محفل دیدار بهترین برنامه ها رو برای بچه ها داریم ،میدونم شما الان کوچک هستی و 9 روز دیگه شما دو ساله میشی.اما خواستم برای شما بگم که ما چه برنامه هایی رو برای بچه داریم و شما هم وقتی بزرگ تر شدی ان شاءالله وارد این برنامه ها میشی.برنامه های کلاس های مهد و ومهد قران،کلاس کامپیوتر،کلاس آزمایشگاه ،برنامه ها ی گردشی،وبلاگ ها و استفاده از فضای اینترنتی ،ویک عالمه برنامه ای که واقعاً ما این اولین باریه که اونها رو انجام میدیم.



شما روز به روز در حال بزرگ تر شدن هستی،در این روزها شما کلماتی رو یاد گرفتی مثل:علی ع،مامان ،بابا،انگور،و همینطور یاد گرفتی وقتی شما رو صدا میکنیم میگی:بله.خیلی با مزه می گی بله.سینه زدن رو هم یاد گرفتی.یاد گرفتی که توی حمام خودت توی تشت بشینی و حمام کنی و با اسباب بازیهات بازی کنی.شما به راحتی با لیوان خودت آب میخوری،و یاد گرفتی که قاشق رو به دهنت نزدیک کنی.و غذا رو در دهنت بگذاری.شما کلمه خاله مژگان و مامان جون رو هم میگی.گاهی وقتها خیلی خیلی فضولی میکنی و من حسابی از دستت کلافه میشم.گاهی از دست خرابکاری های شما مجبور میشم 2 یا 3 بار خونه رو جارو بزنم.





پسر گلم من دوست دارم شما در آینده شما یک سرباز خوب برای آقامون باشی.عمو مهدی یک استاد مهربون برای همه ماست و میخواد که ما سعدتمند و خوشبخت باشیم.و خوب زندگی کنیم.ایشون برای شما برنامه های زیادی رو دارن،با اینکه شما خیلی شیطون هستی.برنامه های بچه های محفل دقیق توسط ایشون ریخته شده.ایشون از هر کس دیگه ای همه ما رو بیشتر دوست دارن.


             
                                                                                                                                                                              مامان سحر





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 4 اسفند 1392 09:52 ب.ظ
سلام خوبی محمدمهدی من تو رو یی دوست دارم ت هم مثل خواهرت ناز و مهربونی محمدمهدی تو یادته وقتی برای کلاس اومدیم تو شکلاتی که مامانت داده بود به تو اما تو دادی به من هنوز اون خواطره یادمه
خدانگهدار
چهارشنبه 25 دی 1392 09:03 ق.ظ
سلام..
خوبی؟
من هر وقت میامم تو هنوز مطلب جدید نگذاشتی که ..
تو که جدیدا یاد گرفتی یکمی حرف میزنی. باید اینها رو مامانت حتما اینجا بنویسه ..
آقا محمدمهدی مهدی یک چیزی رو بهت یاد بدم الان متوجه نمیشی اما وقتی بزرگ شدی معنی حرفمو میفهمی. سعی کن همه لحظاتت به یاد خدا باشی و مدام ذکر خدا رو بگی همین باهث میشه تو به خدا نزدیکتر بشی و خاو هم به تو کمک کنه ..
من برات آرزوی سربلندی دارم .
جمعه 20 دی 1392 10:52 ق.ظ
سلام اون نظری که زیر نظر خاله فاطمه میبینی مال منه سمم ولی نیومده.
من دوباره اومدم به اتاقت سر زدم نگی نیومدی میگم اومدم بابا چته میگم اومدم چرا انقدر گیر میدی اومدم دیگه.
پنجشنبه 19 دی 1392 12:46 ق.ظ
سلام با پسر خیلی کوچک ....
آقا محمد مهدی روزا شما کم کم داری یاد میگیری که کلمات رو بگی و خیلی جالب هم کلمات رو بیان میکنی ....

برات آرزوهای خیلی عالی دارم . فقط اینو بدون که زندگی فقط زیر سایه امام عص عج زیباست . انشاالله ایشون زودتر ظهور کنن و شما هم در کنارشون باشی ....
دوشنبه 16 دی 1392 05:21 ب.ظ
سلام محمدمهدی حالت خوبه خیلی شعر وبلاگت قشنگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ایکاش شعر وبلاگ من اینجوری بود.ببخشید که دیر برات نظر گذاشتم.محمدمهدی مطلبت قشنگ بود خدا حافظ.
دوشنبه 16 دی 1392 05:19 ب.ظ
سلام محمد مهدی عزیزم تباید بیشتر سیکنی چنکه
تحم داری انداز یما میشی پسکاریکن که کمتر صحبت
باحات به شه.
مخسوسن صحبت حایتنبی حی آفرین عزیزه دلم
چهارشنبه 4 دی 1392 06:12 ب.ظ
سلام
من هم امیدوارم همونطوری که مامانت نوشته در آینده با درس هایی که یاد می گیری یک سرباز خوب برای امام زمان (عج) باشی .
یکشنبه 1 دی 1392 05:52 ب.ظ
سلام به پسر گل وبلبلم خوبی عزیزم حالا که دارم تو اتاقت مطلب مینویسم تو آرام کمی آنطرف تر خوابیدی داشتم نگاهت میکردم وبه با باجون مگفتم چه اروم خوابیده اما وقتی بیدار شدی دیگه آرومی درکار نیست ومیخواهی هرچیزی که میبینی موردآزمایش قراربدی ان شاالله زود بزرگ میشی و شما هم با کودکان محفل در کلاس ها وآزمایشگاه شرکت میکنی اون موقع یاد میگیری که چطور آزمایش کنی عزیزم نه خرابکاری جان جانکم البته باید کلمات زیادی یاد بگیری وگنجینه کلماتت کامل بشه عزیزم مامان نگفت که :اوبایل( موبایل)گیر کرده وقتی دستت از توی آستین در نمی آید تند تند تکرار میکنی گیر کرده ) وکلمه بالا وعدد (دو _سه )وامیر _گل اینها رو یاد گرفتی که به امید خدای مهربان چیزهای دیگری هم یاد میگیری آمین --
جمعه 15 آذر 1392 10:43 ق.ظ
سلام به مرد کوچک آقا محمد مهدی
بجز کارایی که مامان گفت یه کارهای دیگه هم می کنی . وقتی که میام دنبال مامان و بابات که با هم بریم بیرون . لحظه ای که من پیاده میشم ، تو می پری پشت فرمون و هی میگی قان قان .. و وقتی که من بر می گردم قبلاً فرار میکردی روی اون صندلی ولی حالا دیگه وقتی میام بشینم پشت فرمون تکون نمیخوری از پشت فرمون
سه شنبه 12 آذر 1392 10:09 ب.ظ
سلام آقا محمدمهدی..
سلام مامان سحر..
خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آقا محمد مهدی تو خیلی زود بزرگ شدی. اصلا یادم نمیره انگار همین دیروز بود که تو بدنیا اومدی و خیلی ریز بودی ...
اما الان 2 سال از عمرت میگذره. فضولی میکنی . وسایل داغون میکنی . میزنی توی صورت مامانت . خلاصه خیلی کارا میکنی . عمر آدم خیلی خیلی زود میگذره و تا چشم بر هم بزنیم میبینیم که خیلی از عمرمن گذشته. سعی کن از همه لحظه های زندگی درست بهره ببری.. و فقط در خدمت امام عج باشی ..
شنبه 9 آذر 1392 11:14 ب.ظ
سلام پسر گلم
شما پسر دوست داشتنی هستی و همونطور که مامان سحر گفت خیلی خرابکاری میکنی البته این هم بخاطر سن وسالی است که داری اما شما بسرعت در حال بزرگ شدن هستی.امیدوارم من و مامان سحر بتونیم شما رو به خوبی تربیت بکنیم تا برای امام زمان عج سربازی مفید باشی.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : محمدمهدی *
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
moisrex.r98.ir