تبلیغات
وبلاگicon
اتاق من - بیقراری..
اتاق من
دوشنبه 4 شهریور 1392 :: نویسنده : محمدمهدی *
بنام خدا

پسر عزیزم محمد مهدی:

من مامان سحر هستم که برای شما این مطلب رو مینویسم.....
امروز 1392/6/4 است و شما حدود یک هفته است که به شدت
بیقراری میکنی...
                                                    
کنترل شما بسیار سخت شده،از صبح که ساعت 8 بیدار میشی شروع به گریه میکنی،و مدام دوست داری که در آغوش من باشی.احساس کردم ممکنه از وابستگی زیاد باشه و شما رو بیشتر در اتاقت به بازی مشغول میکنم ،اما شما مقاومت کرده و باز هم گریه میکنی،واقعا علت اون رو نمیدونم ،ای کاش میتونستی حرف بزنی تا بدونم چه مشکلی داری!


در مورد این مسئله از عمو مهدی عزیز سوال کردم که ایشون فرمودند:ممکنه محمد مهدی بیمار شده باشه.چون زمانیکه بچه بیمار میشه احتیاج به یک پناه داره و به سمت مادرش میره،حالا میخواهیم شما رو برای چک آپ پیش دکتر ببریم.



                                                                                                                                              
امروز کمی کمتر گریه و زاری کردی اما روزهای قبل بسیار وحشتناک بود.پسر گلم جدیداًشما یاد گرفتید که نباید وارد آشپز خانه بشید و وقتی به شما میگم نباید بیای داخل ،شما همون لبه دم در میشینی!صحنه بسیار جالبیه،من فعلا نمیتونم توی اتاق شما عکس بفرستم.تا یه مدت کوتاه.فعلاًفقط خاطراتت و کارهایی که یاد گرفتی رو میفرستم تا بعد برای شما عکس اضافه کنم.


شما یاد گرفتی بگی مامان و باباو همینطور چشمت و دهانت و دندانهات رو نشون میدی و نماز خوندن بابا حسین رو تقلید میکنی و دستهات رو کنار گوشت برای تکبیر گفتن قرار میدی و سجده رو هم بلدی انجام بدی ،و همینطور گاهی اوقات برای بردا وسیله ها ی سبک روی سفره به من کمک میکنی.صدای عطسه کردن رو هم در میاری،کارهای با نمکی انجام میدی اما مدتی است که فقط همین مشکل رو پیدا کردی که مدام گریه میکنی!



امید وارم که هر چه زودتر خوب بشی...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 10 آبان 1392 12:15 ب.ظ
سلام محمدمهدی من تورا خیلی خیلی خیلی دوست دارم مطلبت هم خیلی خیلی قشنگ بود. دوست دارم.
پنجشنبه 9 آبان 1392 11:36 ق.ظ
سلام خیلی خیلی من تو را دوست دارم تازه مطلبت هم خیلی خیلی دوست دارم.
دوشنبه 15 مهر 1392 06:06 ب.ظ
سلام محممنمحهدهدی حلتتت خب من شمر خلی نس دا ر م خب نک خدا فز
پنجشنبه 28 شهریور 1392 05:51 ب.ظ
سلام محمدمهدی . خلی خلی .. من شمار خلی .دوسدارم... خدافظ ...
پنجشنبه 28 شهریور 1392 05:31 ب.ظ
عزیزم جان دلم وقتی فهمیدم که مریض نیستی خوشحال شدم انشالله که همیشه سالم وخنده رو باشی چون خیلی با مزه میشی مامان جون بسیار بسیار دوستت داره جانکم
چهارشنبه 27 شهریور 1392 10:13 ق.ظ
سلام محمدمهدی پسر گلم حالت خوبه خاله
من شمارو خیلی دوست دارم آخه خیلی بامزه ای تازه خیلی هم خوش خنده شدی وقتی نیخندی خیلی ناز و عزیزتر میشی امیدوارم که همیشه بخند و سرحال باشی گلم
سه شنبه 26 شهریور 1392 02:58 ب.ظ
سلام محمد مهدی حالت خوبه خیلی قشنگ نوشتی اگر مامانت نوشته خوب بکم مامانت خوب نوشته خب دیگه کاری نداری خدا حافظ .....
شنبه 23 شهریور 1392 08:25 ب.ظ
سلام پسر گل
من هر وقت می بینمت در حال جابه جایی وسایل و تحویل اون وسیله به نزدیک فرد هستی ..
چهارشنبه 20 شهریور 1392 05:42 ب.ظ
سلام مهمدمهدی من از دست تو چیکار کنم از این کارات خیلی خوشممییاد ازین وبلاگت خوشم اومده البته از وبلاگ هر هفتاییمون وایوای چقدر دوست دارم کاری نداری خدا حافظ
سه شنبه 19 شهریور 1392 06:07 ب.ظ
سلام محمحدمحدی .... حلت خو به
ممننمن خو بمتنبایدگریکن محمحدمحدی
خابیگ خداحافظ
شنبه 16 شهریور 1392 06:22 ب.ظ
آب
پنجشنبه 14 شهریور 1392 03:08 ب.ظ
سلام محمد مهدی
حالت خوبه
حال منم خوبه تو وقتی دردت مییاد همیشه گریه می کنی وقتی هم مییاد خونه ما ما ها همش مراقبتیم
من تو رو خیلی دوست دارم
امیدوارم سریعتر شما هم بزرگ بشی
خوب دیگه کاری نداری خدا حافظ
یکشنبه 10 شهریور 1392 03:23 ب.ظ
سلام محمد مهدی
تو وقتی حوصلت سر می ره گریه می کنی اما ماها چونکه بزرگ شدیم گریه نمی کنیم اما شما باید وقتی بزرگ شدی گریه نکنی خدا حافظ
سه شنبه 5 شهریور 1392 11:31 ب.ظ
سلام پسر گل ...
اگر مریض شده باشی که انشالله زودتر خوب بشی..
من هروقتی که تو رو میبینم همش دور خودت میچرخی. و یکی از مهمترین بازیهات هم همینه که انقدر دور خودت میچرخی تا سرت گیج میره ...
اما خیلی بامزه ای .. برات آرزوهای خیلی خوب دارم .. کاش تو هم بزرگ بشی و با معرفت و مهربون بشی ... و همه کارهات رو فقط برای خدا انجام بدی. کسی که کارهاشو فقط برای خدا انجام میده دیگه هیج چیز توی دنیا اون رو ناراحت و غمگین نمیکنه ...
سه شنبه 5 شهریور 1392 06:16 ب.ظ
سلام محمد مهدی
حالت خوبه تو نباید گریه کنی ما ها هم
چون دیگه بزرگ شدیم گریه نمی کنیم
تو هم نباید گریه کنی
بعدش شما بچه ای هنوز بزرگ نشدی و شما باید وقتی بزرگ شدی خیلی چیز ها رو رعایت کنی چون دیگه اون موقع بزرگ شدی خوب دیگه کاری نداری خدا حافظ
سه شنبه 5 شهریور 1392 05:08 ب.ظ
سلام پسر گلم زیاد ناراحت نباش خدا رو شکر مریض نیستی چون کاشف بعمل اومد وقتی گریه میکردی گرسنه بودی الان که دو روز گذشته از گریه و زاری خبری نیست.
دوشنبه 4 شهریور 1392 10:51 ب.ظ
سلام محمد مهدی جان خدا بد نده عزیزم

شما خیلی پسر خوبی هستی وقتی بهت میگم به چیزی دست نزن خودت انگشتت رو تکون میدی و دیگه دست نمیزنی
من شما رو خیلی دوست دارم
عزیزم ان شاالله زود زود خوب بشی
دوشنبه 4 شهریور 1392 05:40 ب.ظ
سلام مهمدمهدی خوبی آره من که اسلن جورات نمیکنم نزدیک دکتور بشم توچی ...خدا حافظ
دوشنبه 4 شهریور 1392 04:16 ب.ظ
سلام محمد مهدی جان
بلا به دور باشه عزیزم امیدوارم که مشکل خاصی نداشته باشی
شما پسر خیلی گلی هستی وخیلی هم با حجب و حیا هستی
شنیدم که یاد گرفتی مامان و بابا بگی افرین پسر خوب
دوشنبه 4 شهریور 1392 03:59 ب.ظ
آخی پسر گلم حالت خوبه؟


امیدوارم که سالم و سرحال باشی،شما باید قوی و محکم باشی ...و در آینده بتونی برای امام عج یک سرباز باشی...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : محمدمهدی *
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
moisrex.r98.ir